آیسک قهرمان مسابقات والیبال دانش آموزی

آیسک قهرمان مسابقات والیبال دانش آموزی

مسابقات واليبال دانش آموزان مقطع متوسطه مدارس دخترانه سرايان برگزار شد. در اين مسابقات که 7 تيم از دبيرستان هاي دوره دوم متوسطه دختران شهرستان حضور داشتند، آموزشگاه هاي الزهرا(س) آيسک، ريحانة النبي و کرامت سرايان مقام هاي اول تا سوم را از آن خود کردند.

نوجوان آيسکي به اردوي تيم ملي هندبال دعوت شد

نوجوان آيسکي به اردوي تيم ملي هندبال دعوت شد
 
 
خراسان جنوبي - مورخ یکشنبه 1392/11/20 شماره انتشار 18620

«سعيد ميهن دوست»، هندباليست آيسکي به اردوي تيم ملي هندبال نوجوانان دعوت شد.مسئول اداره ورزش و جوانان آيسک گفت: سعيد ميهن دوست نوجوان اهل آيسک به اردوي تيم ملي که 23 بهمن در کاشان برگزار مي شود، دعوت شد.«کمالي منش» در مورد مسابقات جام فجر آيسک افزود: در مسابقات فوتسال 12 تيم در 2 گروه با هم رقابت کردند و تيم هاي شهيد بهشتي «الف»، شهيد ايرواني، محصولات غذايي بهشت و شهيد علمدار به مرحله نيمه نهايي راه يافتند.وي ادامه داد: مسابقات شطرنج دهه فجر آيسک هم با شرکت 40 نفر در 3 رده سني 16 و 12 سال و آزاد برگزار شد و نفرات برتر معرفي شدند.به گفته وي، مسابقات واليبال بانوان هم با حضور 6 تيم در حال برگزاري است و به زودي مسابقات بومي و محلي جام فجر هم برگزار خواهد شد.

خيران 400 ميليون تومان به احداث کتابخانه آيسک کمک کردند

خيران 400 ميليون تومان به احداث کتابخانه آيسک کمک کردند
خراسان جنوبي - مورخ چهارشنبه 1392/11/23 شماره انتشار 18622

خيران براي احداث کتابخانه عمومي آيسک 400 ميليون تومان کمک کردند.رئيس اداره کتابخانه هاي عمومي سرايان به خبرنگار ما گفت: کتابخانه عمومي آيسک با زيربناي 380 متر مربع و با کمک 400 ميليون توماني خيران احداث شده است.«فولادي» افزود: براي ساخت اين کتابخانه 200 ميليون تومان از اعتبارات دولتي تخصيص يافته است و از آن جا که ساختمان مورد نظر براي کتابخانه احداث نشده بود، تغييراتي با توجه به نقشه کتابخانه هاي عمومي نهاد کتابخانه هاي عمومي کشور در آن به وجود آمد تا به عنوان کتابخانه از آن بهره برداري شود.

افتتاح پروژه گازرسانی محور صنعتی فردوس- آیسک

افتتاح پروژه گازرسانی محور صنعتی فردوس- آیسک

 

درسفر استاندار خراسان جنوبی به شهرستان فردوس  پروژه گازرسانی محور صنعتی فردوس- آیسک نیز به بهره برداری رسید.

مدیرعامل شرکت گاز خراسان جنوبی در مراسم افتتاح پروژه شبکه تغذیه گاز صنعتی محور فردوس اظهارکرد: برای اجرای این پروژه 23 کیلومتر شبکه تغذیه و یک دستگاه تقلیل فشار اجرا شده است.

فرشید دشتی اعتبار هزینه شده برای این پروژه30 میلیارد ریال اعلام کرد و افزود: پیش از این فشار گاز در محور شمال شرق فردوس و گاز واحدهای صنعتی مشکل داشته است.

وی تداوم پایدار گاز را اهداف شرکت گاز برشمرد و افزود: با افتتاح این پروژه کمک شایانی به بخش صنعت و تامین گاز پایدار شهرستان فردوس شده است.

گزارش

یک مبارز سیاسی مطرح کرد

 

فردوس پیشرو در مبارزه علیه حکومت پهلوی

 

یکی از مبارزان سیاسی دوران قبل از انقلاب، شهرستان فردوس را یکی از پیشروترین شهرهای خراسان جنوبی در مبارزه علیه رژیم پهلوی دانست. به گزارش خبرگزاری فارس از فردوس، سیداحمد علیپرست یکی از فعالان سیاسی شهرستان فردوس است که در دوران رژیم پهلوی نقش بسزایی در فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم داشت، وی که در آن دوران دانشجوی تربیت معلم شهرستان نیشابور بود بصورت گسترده در فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم شاهنشاهی شرکت می‌کرد. این مبارز سیاسی، شکل‌گیری گروه‌های مختلف و توزیع اعلامیه‌ها، نوارها و کتاب‌های امام(ره) توسط روحانیت که به شدت نیز سازمان یافته بودند را از جمله اقدامات مهم برای مبارزه با حکومت پهلوی در استان خراسان بزرگ عنوان کرد. وی گفت: برای این مبارزات 2 گروه غیر سازمان یافته متشکل از دوستان امام و روحانیت و گروه سازمان یافته که با شهید فرودی همکاری داشتند تشکیل شد و بنده نیز از طریق یکی از اساتید دانشگاه با شهید فرودی، شهید میررضوی و شهید صبوری فعالیت داشتم. علیپرست افزود: در میان شهرهای خراسان جنوبی، شهرستان فردوس اقدامات چشمگیری در مبارزه با رژیم پهلوی انجام داد و شهرهای بیرجند و قائن نیز مدت‌ها قبل از سال 1354 مبارزات فعالی داشتند و از میان شهرها و روستاهای کوچک نیز در شهر آیسک حرکت‌های انقلابی خوبی انجام می‌شد. این مبارز سیاسی دوران قبل از انقلاب، تصریح کرد: با ورود روحانیون تبعیدی همچون آیت‌اله ربانی املشی به شهرستان فردوس تعداد زیادی از جوانان در کلاسی بنام تفسیر قرآن جذب و انقلاب اسلامی را تبلیغ کردند. وی یادآور شد: معلم تبعیدی بنام سروری‌ها، دکتر تحققی و عارف‌نژاد در شکل‌گیری نهضت انقلابی فردوس نقش بزرگی داشتند و این افراد از دوستان نزدیک آیت‌اله ربانی املشی نیز بودند. علیپرست با اشاره به اینکه شهرستان فردوس یکی از پیشروترین شهرها در برگزاری تظاهرات علیه رژیم شاه بود، گفت: نخستین تظاهرات این شهرستان در سال 1357پس از قضیه چهلم قم و تبریز با سرپرستی سیدحسن جهان مطاع دبیر شیمی دبیرستان فردوسی از درب دبیرستان تا میدان صاحب‌الزمان فعلی انجام شد که ساواک سریعاً تظاهرات را متوقف کردند. این مبارز سیاسی، کانون اصلی انقلاب در شهرستان فردوس و شهرهای اطراف را وجود افرادی همچون آیت اله فردوسی‌پور و آقا شیخ مجتبی قزوینی دانست و افزود: این افراد حق بزرگی بر گردن مردم همه شهرهای خراسان بزرگ دارند. وی تصریح کرد: مسجد حجه‌ابن الحسن(ع)، مسجد جواد الائمه، مدرسه ایثارگران سابق و دبستان 22 بهمن کنونی نیز به عنوان چهار پایگاه مردمی شهرستان فردوس بود که نگهبانی، کنترل خودروها، مسائل مربوط به شهر و سوخت‌رسانی به مردم در این پایگاه‌ها انجام می‌شد. علیپرست با اشاره به اینکه در روز تاسوعا و عاشورا جمعیت زیادی از مردم و به ویژه زنان به همراه فرزندان خردسال خود در مراسم حضور داشتند، یادآور شد: در خراسان جنوبی با وجود هیئت مذهبی قوی که وجود داشت تظاهرات مردم با عزاداری امام حسین(ع) اختلاط بسیار مقدسی پیدا کرد و شهید فرودی که در آن زمان از رابطان مقام معظم رهبری بود محرم را با انقلاب تلفیق و کمر رژیم را شکست. مبارز سیاسی دوران انقلاب در فردوس گفت: آموزه‌های دینی در خراسان جنوبی بسیار شدید بود و همین اعتقادات مذهبی مردم علت اصلی مخالفت با ظلم و ستم بود. وی اضافه کرد: آموزه‌های دینی و اسلامی در خراسان جنوبی توسط افرادی همچون آخوند ملااکبر، فاضل تونی، آقاشیخ مجتبی قزوینی، آیت‌اله ربانی املشی و آیت‌اله فردوسی‌پور در سطح استان تبلیغ می‌شد. علیپرست به خاطره‌ای از فعالیت سیاسی خود در تربت حیدریه اشاره و تصریح کرد: در مبارزات مختلف علیه رژیم پهلوی در شهرهای استان حضور داشتم و روزی که مجسمه شاه در تربت حیدریه به زمین کشیده شد تعداد 13 نفر از مردم شهید شدند ولی مردم همچنان ادامه دادند و هیچ خللی در کار ایجاد نشد تا این که مجسمه از جا کنده و به زمین افتاد. شدیدترین عکس العمل ها به کشف حجاب در خراسان جنوبی این مبارز سیاسی دوران قبل از انقلاب، همچنین به مسئله کشف حجاب اشاره کرد و یادآور شد: در مسئله کشف حجاب شدیدترین عکس العمل‌ها مربوط به خراسان جنوبی بود، زنان زیادی بودند که بیش از یکسال خانه‌نشین شدند و هنگام خروج اضطراری از منزل به بهانه تعمیر دیگ، آن را بر سر می‌گذاشتند و به خانه همسایه می‌رفتند تا با این کار حجابشان را حفظ کرده باشند. وی گفت: بیش از 95 درصد اعضای پایگاه‌ها را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دادند که آنها در پخش اعلامیه‌های امام، نصب عکس‌ها، توزیع جزوات و کتاب‌های امام، شعارنویسی و دیوارنویسی‌های سطح شهر نقش بسیار پررنگی داشتند و الله اکبرهای روی بام نیز توسط دانش آموزان انجام می‌شد. علیپرست اذعان داشت: منبع جوشش مردم از حوزه‌های علمیه آغاز و با اعزام سخنران به شهرها و روستاها مردم از ظلم و ستم رژیم پهلوی آگاه می‌شدند و حتی شهرهای خراسان جنوبی که آن زمان حوزه‌های ضعیفی داشت نیز از سوی حوزه‌های مشهد و سبزوار به شدت تقویت می‌شد. این مبارز سیاسی تصریح کرد: بیش از 95 درصد نیروهای ارتش، شهربانی و ژاندارمری همراه مردم بودند و با همکاری و همراهی خود نقش عظیمی در پیروزی انقلاب ایفا کردند چرا که اگر این 95 درصد همچون نیروهای گارد عمل می‌کردند به این زودی پیروز نمی‌شدیم. وی یادآور شد: نیروهای نظامی به ظاهر برای شاه کار می‌کردند و در واقع همراه و همدل با مردم بودند و وقتی مردم جلو رفتند آنها عقب نشینی کردند و به مردم پیوستند. علیپرست همچنین یادی از یار دیرین امام و مبارز فعال دوران قبل از انقلاب کرد و گفت: آیت‌اله فردوسی‌پور که 15 سال به عنوان رئیس دفتر امام در خارج از کشور همراه امام بودند در سال 1342 به نفع 15 خرداد سخنرانی و پس از آن به شهرهای مختلفی تبعید شدند. -

 

آيسک؛ کانون انقلاب 57 درمنطقه فردوس

آيسک؛ کانون انقلاب 57 درمنطقه فردوس
 
خراسان جنوبي - مورخ یکشنبه 1392/11/20 شماره انتشار 18620
 

جواد حاتمي - «آيسک» اگرچه در دوران انقلاب ، روستايي بيش نبود ولي اولين جرقه هاي انقلاب در شهرستان فردوس ازاين روستا زده شد. اينجا کانون مبارزات عليه رژيم ستمشاهي بود وتا مردم آيسک به صحنه نمي آمدند راهپيمايي هاي مردمي در فردوس شکل نمي گرفت.جرقه انقلاب و نهضت اسلامي امام خميني(ره) در آيسک به حدود 10 سال قبل از پيروزي انقلاب بر مي گردد، زماني که جوانمرد فاضل حجت الاسلام والمسلمين شهيد هاشمي نژاد براي کمک رساني به زلزله زدگان سال ۴۷ در منطقه حضور داشت و روشنگري او برخي انقلابيون را با افکار و راه امام خميني(ره) آشنا کرد.ولي حرکت‌هاي محسوس و روشن از سال 1355 با دعوت از روحانيان انقلابي و مقلد امام (ره) شروع و با شهادت آقا سيد مصطفي خميني در سال 56 ، روز به روز شور و هيجان مردم بيشتر شد.اعلاميه و نوارهاي سخنراني حضرت امام (ره) از مشهد و توسط نيروهاي انقلابي تهيه مي شد. حضور انبوه مردم در مراسم مذهبي و تعزيه خواني ها حکايت از علاقه مردم به اهل بيت(ع) و ولايت داشت. آگاهي بخشي به مردم در مراسم عزاداري محرم و ماه مبارک رمضان به اوج خود مي رسيد تا اين که حدود 10 روز مانده به محرم سال 57 تذکر داده شد که انقلابيون اين محل از فعاليت هاي سياسي دست بردارند.

عصر روز دوم محرم مصادف با 13آذر57جانشين فرمانده ژاندارمري فردوس به آيسک آمد وسيد حسن برومند از انقلابيون آيسک را دستگير کرد و به پاسگاه سرايان و سپس به گروهان ژاندارمري فردوس برد ناگهان صداي بي سيم بلند مي شود،پاسگاه ژاندارمري سرايان اعلام مي کند که آيسکي ها با بيل و کلنگ پاسگاه را محاصره کرده و هر آن پاسگاه را بر سر ما خراب خواهند کرد. آنها «سيد برومند» را مي خواهند. به آنها دستور داده شد که اعلام کنند «برومند» در فردوس است. بي سيم خاموش مي شود و فرمانده ژاندارمري تهديد مي کند که «امشب چنان خوني در فردوس بريزم که جوي خون راه بيفتد».در باران شديدي که مي باريد نيروهاي نظامي مسلح و با کلاه آهني به صف مي شوند. زماني نمي گذرد که صداي بي سيم بلند مي شود و از ورودي شهر فردوس خبر مي دهند که يک کاميون با200 نفر از آيسک وارد شده و بلافاصله اعلام شد يک خودرو با 100نفر وارد شده و... ماموران دست و پاي خود را گم مي کنند و ...آن شب روستاييان انقلابي آيسک، سرايان و جمعي از انقلابيون شهر فردوس همت کردند و با اين که برخي خودروها به علت بارندگي شديد و جاري شدن آب رودخانه هاي مسير در راه مانده بودند خود را به فردوس رساندند.نيمه هاي شب رئيس شهرباني فردوس به گروهان ژاندارمري مي آيد و از اوضاع ابراز نگراني مي کند او سپس به ورودي فردوس رفته و مردم را به آرامش دعوت مي کند. با ميانجيگري او انقلابي دستگير شده آزاد مي شود. صبح روز بعد با حضور جمعيت زيادي از مردم مناطق سرايان، آيسک و روستاهاي اطراف و با همکاري مردم فردوس راهپيمايي بسيار عظيمي در فردوس به راه مي افتد. هر روز اين برنامه ادامه دارد تا اين که روز هشتم محرم سال 57 مصادف با ۱۸ آذر مجسمه شاه با وجود مخالفت شديد و حضور نيروهاي امنيتي از سکوي ميدان اصلي شهر پايين کشيده مي شود.حضور مردم آيسک در اين تظاهرات قوت قلب انقلابيون منطقه مي شود و روزهاي نهم و دهم محرم هم راهپيمايي ها در فردوس ادامه مي يابد. انقلابيون روستاها منتظرند تا هموطنان آيسکي به فردوس برسند.

تظاهرات ها تا پيروزي انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ در منطقه تداوم دارد.استقبال مردم آيسک از راهپيمايي کنندگان شهر فردوس که به آيسک آمده اند نيز خاطرات شنيدني دارد.اين هم صحنه اي از اجتماع مردم آيسک در مقابل هيئت حسيني اين شهر است که ميعادگاه زنان و مردان مبارز و انقلابي اين ديار بود.اعلاميه هاي حضرت امام(ره) توسط برخي از فعالان بازنويسي و تکثير و در روستاهاي منطقه توزيع مي شد.

تصاویری قدیمی از ایام انقلاب 57 در آیسک

تصاویری قدیمی از ایام انقلاب 57 در آیسک

http://khabarfarsi.com/ext/8212751

عملیات آسفالت و تعریض محور آیسک- سه راهی سرند آغاز شد

عملیات آسفالت و تعریض محور آیسک- سه راهی سرند آغاز شد

 

اجرای عملیات تعریض محور بخش ایسک تا سه راهی روستای سرند

 در جاده فردوس توسط اداره راه و شهرسازی سرایان آغاز گردید.

 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به گزارش سرایان بیدار مسئول روابط عمومی اداره راه و شهرسازی شهرستان سرایان گفت: باتوجه به اتمام عملیات زیر سازی ،جهت تعریض محور ایسک-سه راهی سرند به طول 8 کیلومتر اجرای آسفالت آن نیز آغاز گردید .

گزارش

گزارش
ضربان کند درمان در روستاهاي محروم آيسک
 
خراسان جنوبي - مورخ دوشنبه 1392/11/14 شماره انتشار 18615

عرب نجات- امروزه يکي از عوامل مهاجرت از روستاها علاوه بر خشکسالي هاي مداوم، کمبود امکانات رفاهي و بهداشتي است اما کمبود امکانات بهداشتي و نبود پزشک در روستاهاي بخش آيسک به قدري مشهود است که روستاييان اين بخش مجبورند به شهرهاي مجاور يعني آيسک، سرايان و سه قلعه بروند هر چند که خود اين شهرها با مشکلات زيادي در اين زمينه مواجه هستند.دهيار روستاي نوبهار با اشاره به مشکلات مردم روستا مي گويد: در گذشته در مرکز بهداشتي دهستان مصعبي يک پزشک مشغول به کار بود که هفته اي يک بار با حضور در روستا بيماران را ويزيت مي کرد اما از شهريور امسال به دليل نبود پزشک در مرکز دهستان مصعبي، خدمات دهي پزشکي قطع شد.

وي مي افزايد: در حال حاضر خانه بهداشت اين روستا با حضور يک بهورز فعال است که خدماتي مثل تزريقات، پانسمان و... را انجام مي دهد اما اهالي براي درمان مجبور هستند به شهرهاي مجاور مراجعه کنند.

پيگيري هاي بي نتيجه

رئيس شوراي اسلامي روستاي مصعبي هم با اشاره به حضور افرادي مانند ماما و بهورز در خانه بهداشت روستا مي گويد:چند سال بود که پزشک در اين روستا حضور داشت و حتي دندان پزشک هم داشتيم و اين پزشک به روستاهاي اطراف نيز مي رفت و بيماران را ويزيت مي کرد. اکنون چند ماه است که پزشک در روستا حضور ندارد، هر چند مکاتبات و پيگيري هاي زيادي انجام داده ايم اما پاسخي از مسئولان مربوط دريافت نکرده ايم.

«گلستاني» مي افزايد: يک روز در هفته پزشک به روستا مراجعه مي کند که آن هم به طور دايمي نيست و گاهي تا چند هفته هم پزشکي به مصعبي مراجعه نمي کند.

وي خواستار حل اين مسئله و پيگيري آن شد زيرا با توجه به اين که مصعبي مرکز دهستان است، مراجعه مردم روستاهاي اطراف به خانه بهداشت اين روستا زياد است.

«صميمي»، رئيس شوراي اسلامي چرمه نيز مي گويد: پزشکي از مرکز شهرستان سرايان هفته اي يک بار براي مداواي بيماران به روستا مي آيد اما مشکل بزرگ تر اين است که با وجود 2 بهورز آقا و خانم در خانه بهداشت، اهالي بايد براي تزريق به مرکز شهرستان مراجعه کنند چرا که آن ها مجوز اين کار را ندارند، يعني در عمل خدمات پيراپزشکي در خانه بهداشت اين روستا انجام نمي شود.

از 2 ساعت حضور پزشک محروم شديم

دهيار کريمو هم با اشاره به اين که بعد از تقسيم استان به جاي اين که از مشکلات روستاييان کاسته شود، روزبه روز بر مشکلات افزوده مي شود، مي افزايد: 2 بهورز مستقر در خانه بهداشت به 800 نفر جمعيت اين روستا خدمت مي کنند اما کارها در حد يک تست فشار خون است بنابراين اگر فردي آمپول ساعتي داشته باشد با مشکل مواجه مي شود.

«يعقوبي» ادامه مي دهد: در گذشته پزشک هفته اي 2 ساعت به روستا مراجعه مي کرد که همان هم در حال حاضر نيست.به گفته وي، با توجه به کوهستاني بودن روستا و برفگير بودن مسيرهاي رفت و آمد، اگر فردي در زمستان با مشکل حادي مواجه شود به طور حتم دچار لطماتي خواهد شد که شايد قابل جبران نباشد.

به علاوه با توجه به قرار گرفتن مصعبي در مسير ارتباطي خراسان رضوي و شهرستان گناباد و همچنين حادثه خيز بودن مسير، استقرار اورژانس 115 ضروري به نظر مي رسد و دهياري و شوراي کريمو حاضر به تامين زمين هستند.

2 هزار نفرجمعيت؛ 4 ساعت پزشک در هفته

عضو شوراي اسلامي بغداده نيز با اشاره به جمعيت 2 هزار نفري اين روستا مي گويد: چند سال پيش مسئولان قول دادند تا خانه بهداشت روستا به مرکز درماني ارتقا يابد اما خبري نيست.

«مالدار»مي افزايد: براي اين جمعيت زياد، پزشک در هفته 2 بار و آن هم فقط چند ساعت در روستا حضور دارد.

او ادامه مي دهد: در صورت بروز مشکل بايد با اورژانس آيسک تماس بگيريم که با توجه به فاصله زياد، به طور حتم براي بيماران اورژانسي مشکلاتي به وجود مي آيد.

وي با اشاره به حضور 2 بهورز و يک ماما در خانه بهداشت بغداده مي گويد: بهورزان حق تزريق ندارند يعني اگر فردي سرماخوردگي داشت و پزشک براي او آمپول تزريق کرد مجبور است 15 کيلومتر تا آيسک يا 25 کيلومتر تا سرايان برود و تزريق را انجام دهد.

«مالدار» با اشاره به اين که مردم با خودياري، يک دستگاه نوار قلب براي خانه بهداشت روستا تهيه کردند، ادامه مي دهد: بهورزان حق استفاده از آن را ندارند.

به گفته وي، بغداده بزرگ ترين روستاي سرايان است اما تجهيزات و امکانات بهداشتي به هيچ وجه در حد جمعيت اين روستا و پاسخگوي نياز آنان نيست.

به گزارش خبرنگار ما، تا لحظه ارسال گزارش با مسئولان شبکه بهداشت و درمان سرايان تماس گرفتيم اما پاسخي درباره مشکلات مطرح شده ارائه نشد.

اخبار

تعيين اولويت براي حذف مشکلات فرهنگي آيسک
 

اولويت سنجي براي حذف مشکلات فرهنگي در آيسک در دستور کار مسئولان قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما، در اولين جلسه شوراي فرهنگ عمومي بخش آيسک مقرر شد در حوزه فرهنگ نيازسنجي و براي حل مسائل و معضلات فرهنگي اولويت سنجي و برنامه ريزي شود.امام جمعه آيسک در اين جلسه گفت: فرهنگ، ذيل اقتصاد و سياست نيست بلکه اين سياست و اقتصاد است که از فرهنگ نشات مي گيرد.

حجت الاسلام والمسلمين«عرب» افزود: ارزش هاي فرهنگي روح و معناي حقيقي يک ملت است که همه چيز در آن متمرکز است.وي ادامه داد: ماموريت شوراي فرهنگ عمومي برنامه ريزي براي مسائل فرهنگي است.به گفته وي، کار و مسئوليت بسيار سنگيني بر دوش اين شورا گذاشته شده است بنابراين بايد با تمام قوا در اين مسير حرکت کنيم و خسته نشويم.

يک کارشناس:
الگوي کشت در آيسک بايد تغيير کند
 
خراسان جنوبي - مورخ سه‌شنبه 1392/11/08 شماره انتشار 18610
نويسنده: عرب نجات

بحران آب و تداوم خشکسالي، کارشناسان و کشاورزان را به اين نتيجه رسانده است که بايد الگوي کشت در آيسک تغيير کند.يک کارشناس کشاورزي با تاکيد بر اين مطلب به خبرنگار ما گفت: الگوي کشت به معني سهم زيرکشت و نوع محصولات مختلف زراعي در يک منطقه است و تصميم به اين که کدام محصول با استفاده از چه عوامل توليدي، با چه روشي و به چه مقدار توليد شود، اين الگو را تعريف مي کند.«صفري زاده» افزود: با تغيير الگوي کشت در آيسک، از محصولاتي که به آب زياد در طول دوره رشد خود نيازمند است مانند پنبه به سمت محصولات با مقاومت بالاتر نسبت به کم آبي و محصولاتي که سازگاري بيشتري با شرايط اقليمي و منطقه اي دارد، مي توان گامي در زمينه مديريت صحيح مصرف آب و افزايش بهره وري در منطقه برداشت.او ادامه داد: تنظيم و اجراي الگوي کشت مناسب محصولات زراعي و باغي از عواملي چون فاکتورهاي طبيعي شامل ساختمان خاک، اقليم و مقدار آب آبياري در دسترس و فاکتورهاي اقتصادي مانند قيمت تمام شده محصول براي کشاورز، قابليت عرضه در بازار، سطح تکنولوژي در اختيار، نيروي انساني موجود، اعتبار و وضعيت صنعتي منطقه، حمل و نقل و دسترسي به اطلاعات تاثير مي گيرد.يک کشاورز آيسکي هم با تاکيد بر اين که يکي از راه هاي توسعه بخش کشاورزي، استفاده بهينه از منابع طبيعي و خدادادي است، گفت: يکي از منابع بسيار مهم در بخش کشاورزي آب است و اگر از اين ماده حياتي استفاده مطلوب شود، بسياري از مشکلات رفع مي شود. به علاوه با توجه به تمايل بالاي توليد کنندگان براي استفاده از فناوري هاي نوين در روش هاي آبياري، اميد مي رود تا منابع اعتباري نيز محقق شود.«روحي» با تاکيد بر اين که آب مصرفي در آبياري سنتي هدر مي رود، افزود: در مقابل با استفاده از روش هاي نوين آبياري مانند قطره اي و باراني، بازدهي چند برابر افزايش مي يابد.«مالکي»، يکي ديگر از کشاورزان آيسک نيز مي گويد: پس از کنتورگذاري در موتور پمپ ها، مالکان موظف شدند تا مقدار معيني از آب استفاده کنند که با اجراي اين روش تا حدودي در مصرف آب صرفه جويي شد اما مهم تر تغيير الگوي کشت است يعني مسئولان بايد برنامه ريزي کنند و آموزش هاي لازم را به کشاورزان در زمينه تغيير الگو ارائه دهند.

برگزاري مسابقات مختلف ورزشي در سرايان
 
خراسان جنوبي - مورخ سه‌شنبه 1392/11/15 شماره انتشار 18616

همزمان با دهه فجر، مسابقات مختلف ورزشي در شهرستان سرايان برگزار مي‌شود. مسئول روابط عمومي اداره ورزش‌وجوانان سرايان با بيان اين‌که مسابقات فوتسال جام فجر اين شهرستان با حضور 12 تيم برگزار مي‌شود، گفت: «قرعه‌کشي اين مسابقات که براي گرامي‌داشت شهداي شهرستان برگزار مي‌شود، انجام و تيم‌ها در 3 گروه 4 تيمي قرار گرفت.» نظافت افزود: «در مسابقات واليبال شهرستان نيز 8 تيم از نقاط مختلف شهرستان سرايان حضور دارند. وي افزود: «در بخش بانوان هم مسابقات دارت برگزار شد که در پايان آن بتول عشق‌آبادي، فاطمه عربي و راضيه رمضاني عنوان‌هاي اول تا سوم را کسب کردند.» به گفته وي، مسابقات فوتسال شهر آيسک نيز با انجام 4 ديدار پيگيري شد که در نتيجه آن پاتريس فردوس 4-3 بانک تجارت را شکست داد، شهيد ايرواني 12-4 از سد ايزوگام ميعاد گذشت و محصولات غذايي بهشت 6-3 برابر دهياري بغداده به برتري رسيد. وي به تغيير رئيس هيئت هندبال اين شهرستان اشاره کرد و گفت: «در جلسه‌اي ضمن تقدير از زحمت‌هاي محمدحسين شمسي، رئيس سابق اين هيئت و حسين طاهري به عنوان رئيس هيئت هندبال شهرستان سرايان معرفي شد.»

 

گفت وگو با آزاده و جانباز ۷۰درصدي که صورت قبر داشت

حميدرضا آن روز دنبال من رفت امروز من بايد دنبال او بروم
خراسان رضوي - مورخ پنج‌شنبه 1392/11/03 شماره انتشار 18606

جواد حاتمي- جوان خوش صدايي بود و به ياد مي آورم که شب هاي چهارشنبه دعاي توسل را با حضور بچه هاي اهل دل در پايگاه مقاومت شهيد بهشتي آيسک زمزمه مي کرد. سال ۱۳۶۰ هجري شمسي او به همراه مهدي صنعتي و محمد خراساني که بعدها شربت شهادت نوشيدند، مشتريان پروپا قرص پايگاه بودند. طولي نکشيد که خبر آوردند «حسين» شهيد شده و قرار است به عنوان جاويدالاثر تا گلزار شهداي آيسک تشييع شود. باورش براي من که ۱۰ سال بيشتر نداشتم سخت بود. خاطره آن روز که دسته گلي را همراه عکس حسين روي ميز پينگ پنگي گذاشته و روي دستان مردم آيسک (روستايي از توابع فردوس که در سال ۷۹ به شهر ارتقا يافت و اکنون مرکز بخش آيسک شهرستان سرايان در خراسان جنوبي است) مشايعت شد هرگز از ذهنم پاک نمي شود. مراسم ترحيمي گرفته و مزاري برايش در نظر گرفته شد. اهالي محل به پدر و مادر حسين تسليت گفتند و ۴۰ روز سخت را سپري کردند تا اين که خبر آمد؛ خبري در راه است، حسين زنده و در زندان بعثيون عراقي اسير نامردمان است. بعد از ۷سال و۴ ماه حسين به آغوش مردم مهربان زادگاهش برگشت و در فهرست آزادگان و جانبازان مفتخر به کسب عنوان «ايثارگر» شد. اينک ما روبه روي «حسين ايرواني» آزاده سرافراز،جانباز ۷۰ درصد و برادر شهيد نشستيم و ساعتي را با او به مرور خاطراتش پرداختيم.

 

 

از سوابق حضور در جبهه و مسئوليت هاي خود بگوييد.

دانش آموز دبيرستان شهيد دکتر بهشتي فردوس بودم و بعد از آن که حضرت امام (ره) فرمودند:«بر کساني که مي توانند سلاح به دست بگيرند واجب است که به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل بروند، در سال ۶۱ سه نوبت به جبهه رفتم، در نوبت آخر در شهر سومار (جبهه غرب)و کوه هاي مشرف به شهر مندلي حضورمان مصادف شد با عمليات مسلم ابن عقيل. از آن جا که در جنوب عملياتي در شرف انجام بود به عنوان بيسيم چي گردان ياسين لشکر ۲۱ امام رضا(ع) در عمليات والفجر مقدماتي شرکت کردم. متاسفانه با لو رفتن عمليات توسط عوامل مزدور موفق نشديم. عمليات والفجر يک در منطقه رقم خورد و در اين مرحله هم دشمن چون از زمان عمليات مطلع شده بود به شدت نيروهاي ما را زير آتش گرفت. اگر امروز در مزار شهداي شهرهاي مختلف کشور دقت کرده باشيد بيشترين شهدا و مفقودالاثرها مربوط به عمليات والفجر يک است.

از نحوه مجروح شدن تان بگوييد؟

در اين عمليات کار به جنگ تن به تن کشيد و يک تير به پشتم اصابت کرد که از نزديکي نخاع دچار خون ريزي شدم و هنوز رمق داشتم و به جهاد ادامه مي دادم که خمپاره اي نزديک من به زمين خورد. ديگر نفهميدم چه اتفاقي افتاد، وقتي به هوش آمدم يک ترکش به سرم و يکي به بدنم اصابت کرد. کل بدنم بي حس شده بود. اگر چه درگيري ادامه داشت و عقب نشيني به مواضع اوليه به نيروها اعلام شده بود اما قادر به حرکت نبودم. از بيسيم چي همراهم شهيد محمد خراساني و يکي از فرماندهان همشهري (سردار مجيد مصباحي) خواستم که مرا به سنگر يک تانک بکشانند.آن ها هم احساس کردند که کارم تمام است و با رفتن آن ها من شهادتين را گفتم و شهادت را لمس کردم ولي نصيبم نشد. بعد که عراقي ها براي پاکسازي منطقه آمده بودند من و ۲نفر ديگر از مجروحان اين عمليات هنوز زنده بوديم که ما را به اسيري گرفتند. چون قادر به راه رفتن نبودم و تمام بدنم خون آلود بود بعد از بازرسي و تخليه جيب هايم گفتند: «کليد بهشت که [امام] خميني وعده داده بود، کجاست؟» آن عراقي مي گفت: اين کليد الان دست من است بزنم و بفرستمت به بهشت؟! با مشت و لگد به جانم افتادند. بالاخره بدنم را روي پتو گذاشته و چون دستور داده شده بود که همه مجروحان را به عراق منتقل کنند ما را با کاميوني به پشت خط منتقل کردند. ما را به شهر الاماره عراق بردند که چشم تان روز بد نبيند پذيرايي اساسي از ما کردند.چون اولين گروه اسرايي بوديم که ما را در خيابان هاي شهر مي چرخاندند . عراقي ها به ما به عنوان متجاوز آب دهان مي انداختند، سنگ مي زدند و فحاشي مي کردند. ۳ روز ما را در بيمارستان اين شهر در شرايط کاملا عادي و حتي روي زمين بستري کرده و سپس به بيمارستان الرشيد بغداد و بعد از بهبودي نسبي به اردوگاه عنبر کمپ ۸ منتقل کردند.

چه شد که براي شما مراسم تشييع گرفتند؟

همرزمانم که از جبهه به زادگاهم برگشته بودند خبر داده بودند که حسين شهيد شده است چون دو سه نفري گواهي به شهادتم داده بودند. از طرفي يکي از دايي ها و يکي از معتمدان محل هم به همه سردخانه ها و خيلي از بيمارستان هاي کشور رفته بودند تا از من اثري پيدا کنند. لذا تصميم به اين مي گيرند که براي من مراسم تشييع و ترحيم بگيرند. در سال ۶۱ براي من به عنوان اولين شهيد بدون پيکر در شهرستان فردوس تشييع روح انجام دادند و قبري در گلزار شهداي آيسک در نظر گرفته بودند.

خانواده مي دانستند در اسارت رژيم بعث هستيد؟

پدرم نقل مي کند در روزي که مراسم چهلم گرفته بودند يک نفر از هلال احمر به آيسک مي آيد و به پدرم مي گويد که شما دست خط پسرتان را مي شناسيد و پدرم هم وقتي کارت صليب سرخ و دست خط مرا مشاهده مي کند آن را مي شناسد و اعلام مي شود که «حسين ايرواني» در عراق زنده است، آنجا بود که بعد از مراسم چهلم خبر زنده بودن من اعلام مي شود و خانواده ام خوشحال مي شوند و فکر مي کنند زود بر مي گردم ولي اين فراق ۸۸ ماه طول کشيد.

در دوره اسارت چگونه با خانواده مرتبط بوديد؟

معمولاً هر سال يک بار از طرف صليب سرخ عکس از اسرا تهيه مي شد و نامه هايي هم براي خانواده ها ارسال مي کرديم و خبر سلامتي خود را مي داديم. در اين دوره پدر و مادرم خيلي رنج کشيدند و بعد از اسير شدنم، «حميدرضا» برادر کوچکم مي گويد که مي خواهم به جبهه بروم تا «حسين» را آزاد کنم، مي روم تا حسين برگردد. او هم در آخرين روز آبان ماه سال ۱۳۶۶ در منطقه عملياتي غرب کشور به فيض شهادت نايل و مفقودالاثر مي شود و در واقع اگر چه او به دنبال من آمد اما من هم امروز به دنبال او هستم. پدر و مادر و بستگانم علاوه بر رنج دوري من فراق حميدرضا و هجران جاودانه اش را تحمل مي کنند. سال ها بعد يک جمجمه و قطعه اي از استخوان پاي او را مي آورند، به طور قطع در اين سال ها به پدر و مادرم سخت گذشته ولي با صبر و بردباري خود در شمار برخورداران از اجر صابران قرار گرفته اند. امروز هم براي سلامتي پدر و آمرزش روح مادرم دعا مي کنم. مردم زادگاهم شهر آيسک چه در دوران اعلام شهادت و چه بعد در سال هاي اسارت و بعد در دوران بازگشت اسرا همراه خانواده ام و شريک غم و شادي آنها بودند. خودم را مديون صبوري ها و همراهي آنان مي دانم.

شنيده ام بعدها با پيدا شدن پلاک براي شما هم پيکري پيدا شده است؟

بله، بعد از جنگ و در مراحل تفحص در منطقه عملياتي پلاک من که گويا در موقع مجروح شدن مفقود شده بود پيدا شد و استخوان هاي مجاور آن را به عنوان بخشي از پيکرم قلمداد کردند و حتي با خودم نيز تماس گرفتند که شما در سال ۶۱ به شهادت رسيده ايد. من هم به آنها گفتم بله حتي در سال ۶۱ براي من مراسم تشييع هم برگزار شده است.

در اردوگاه رفتارعراقي ها با شما به عنوان يک مجروح چطور بود؟

در اردوگاه بعد از ورود ما فردي به نام دکتر «مجيد» بر بالينم حاضر شد و توصيه کرد که اگر پاسدار و روحاني هستيد خود را بسيجي و اگر ارتشي هستيد خود را سرباز معرفي کنيد. اين پزشک با امکانات اوليه و همراهي اسراي عزيز براي بهبود زخم هاي بدنم تلاش کرد و ترکش موجود در جمجمه و نخاع من را در همان اردوگاه در اتاقي بدون وسايل استريل و بي هوشي خارج و دور تا دور زخم هاي بدنم را برش زد و بخيه کرد. تازه توانسته بودم بعد از ماه ها با ماساژ درماني دوستانم بهبودي حاصل کنم. آرام آرام مثل کودکان راه افتاده بودم که يکي از زندانبانان با کابل به جانم افتاد و تمام بخيه ها پاره و خون زيادي از بدنم جاري شد. ولي خواست خدا بود که زنده بمانم، الان نيز جانباز ۷۰درصد هستم که عصب هر ۲ پايم قطع است ولي به حمدا... روي پاي خود راه مي روم.

زمان هايي بوده است که مستاصل مي شديد، واقعاً در اين لحظات چه مي کرديد؟

آنچه من در اين ۸۸ ماه ديدم لطف و عنايت حضرت خداوند بود و در توسل به ائمه معصومين و حضرت ابوالفضل(ع) به آرامش مي رسيديم. يادم نمي رود در يکي از روزها بعثي ها به تحريک منافقان، ۳ شبانه روز درها را بستند و از آب و غذاي ناچيز هم خبري نبود، بدن ها نحيف شده بود که گروه ضد شورش وارد اردوگاه شدند، اسرا را به باد کتک گرفتند و اين برنامه تا چند روز ادامه داشت. يکي از اسرا به سراغ من آمد و گفت: «تو که مداح هستي دعايي بخوان و به حضرت ابوالفضل(ع) توسل کن ما که بريده ايم و طاقت مان طاق شده است، توسل کن به حضرت تا دست از سرمان بردارند» لذا يک روضه خواندم و به آقا ابوالفضل العباس(ع) متوسل شديم. ساعتي بعد زندانبان ها اعلام کردند که فرمانده شما را بخشيده است و ... آن زمان بود که به دوستان گفتم: ديديد که ما بي صاحب نيستيم، بدون هيچ عقب نشيني و توهين به بزرگان، آقا کمک کرد و در زندان رژيم عراق تمام اميد بچه ها توسل و عنايت ائمه(ع) بود. به دليل شرايط سخت دوران اسارت عده اي از همرزمان، غريبانه در اردوگاه ها و بيمارستان هاي عراق به شهادت رسيدند و همان جا دفن شدند. امروز توصيه ام اول به خودم و هموطنانم اين است که: اين نظام با زحمت فراوان و خون شهدا و مفقودان به دست ما رسيده است و چه بسيار پدران و مادراني در فراق فرزندان خود ماندند و دار فاني را وداع گفتند. بابت هر دقيقه اي که تنفس مي کنيم قطره اي خون ريخته شده است و الان هم خيلي از جانبازان از جمله مصدومان شيميايي شب ها تا به صبح بيدارند و رنج مي کشند. بايد قدر اين ارزش ها را بدانيم و همت کنيم تا اين انقلاب به انقلاب حضرت مهدي(عج) متصل شود.

اگر از روز بازگشت اسرا به وطن خاطره اي داريد بيان کنيد؟

يادم هست وقتي که اتوبوس وارد خاک ايران شد و به ما اعلام شد که به وطن خوش آمديد همه آزاده ها روي زمين افتادند و خاک ايران را که محل شهادت هم رزمانشان بود توتياي چشم کردند. آنچه مرا در ساعات ورود به وطن آزار مي داد سوال پدران و مادران مفقودالاثرها بود که عکس هاي فرزندان شان را مقابل ما مي گرفتند و سخت ترين لحظه زماني بود که جوابي براي آنها نداشتم. يک لحظه تلخ هم زماني بود که در نزديکي فردوس در مقابل مادرم قرار گرفتم و او فرياد بلندي کشيد و روي زمين افتاد، آن لحظه حال و هواي خوبي نداشتم و... اما استقبال مردم از بدو ورود ما به کشور از مرز خسروي تا تهران و ديدار با مقام معظم رهبري، ديدن جاي خالي امام در حسينيه جماران، زيارت حرم مطهر امام(ره)، استقبال بي نظير مردم فردوس و آيسک از آزادگان همه اش خاطره بود و حضور در کنار مزار شهداي شهر آيسک که همه دوستان و همرزمانم بودند برايم سخت و دردآور بود.