![]() |
![]() |
|
| خبری .تحلیلی.اجتماعی |
|
٢٦سال همدم با سرفه هاي خشك و پاهاي ازكارافتاده آيسكحسن ميهن دوست-در يكي از كوچه هاي شهر دورافتاده آيسك در استان خراسان جنوبي، وارد منزل ايثارگري مي شويم كه ٢٦ سال است با درد و رنجي لاعلاج مانوس شده است.در اتاقي محقر روي تشك خوابيده است و به سختي نفس مي كشد.او به علت عوارض ناشي از گازهاي مهلك شيميايي، سال هاي مديدي است كه عمرش را در بستر بيماري سپري كرده است.«علي سليماني» از يادگاران حماسه ٨ سال دفاع مقدس از شهر شهيدپرور آيسك است كه تنها اميدش به خداست.او متولد ١٣٤٣ است و در سن ١٦ سالگي با التماس و اصرار فراوان توانست در شمار بسيجيان اين مرز و بوم عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شود.امروز از شور و نشاط جواني او خبري نيست، غريبانه در بسترافتاده و ذكر يا حسين بر لب دارد. به گفته خودش «زبانش» مشكلي ندارد ولي دو پاي او از كارافتاده و ديگر رمقي ندارد، به لحاظ تنفسي مشكل دارد و ريه هاي او به دليل عوارض ناشي از گازهاي شيميايي ديگر ياراي همراهي او را ندارد، سرفه هاي سنگين و فراوانش هم حكايت از اين رنج بي پايان دارد. از او مي خواهم درباره مجروح شدنش توضيح دهد. مي گويد: سال ١٣٦٠ در منطقه عملياتي سومار غرب بودم كه دشمن بعثي، منطقه پدافندي نيروهاي ما را بمباران شيميايي كرد.در آن زمان هنوز آموزش هاي مقابله با بمباران شيميايي ارائه نشده بود. نه ماسكي در كار بود و نه آمپول و دارويي و نه آتش روشن كردن، البته آن زمان كسي هم متوجه نبود كه چه اتفاقي افتاده است.«علي سليماني» اين رزمنده ٤٣ ساله آيسكي مي گويد: افتخار مي كنم كه ٥ ماه و نيم به صورت بسيجي و داوطلب در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حضور داشتم. علاوه بر اين سربازي خود را نيز در جبهه گذراندم و در مجموع ٣٠ ماه دوران حماسه دفاع مقدس را درك كرده ام.وي در خصوص پي گيري براي تشكيل پرونده جانبازي اش پس از آشكار شدن عوارض ناشي از گازهاي شيميايي مي گويد: بعد از اتمام دفاع مقدس عوارض ناشي از مواد شيميايي، با برخي ناراحتي هاي جسمي شروع شد و الان كار به جايي رسيده است كه قادر به حركت نيستم. از طرف سپاه پاسداران پي گيري كردم و به كميسيون پزشكي هم اعزام شدم ولي چون مدركي ندارم بنياد جانبازان هيچ كاري براي من انجام نداد و با وجود مراجعات و پي گيري هاي زياد جوابي نگرفته ام.او در ادامه مي گويد: هر سال چند نوبت در بيمارستان بستري مي شوم. هر نوبت هم يك هفته كمتر يا بيشتر ميهمان تخت بيمارستان هاي فردوس، بيرجند و مشهد هستم. زماني كه در بيمارستان قائم (عج) مشهد بستري بودم، يكي از هم رزمانم را ديدم كه مي گفت، ٧٠ درصد جانبازي گرفته است و مدارك موجود در سپاه نشان مي دهد در آن عمليات دشمن از بدترين نوع مواد شيميايي در منطقه سومار استفاده كرده است.«علي آقا» با همسر و ٤ فرزندش تا هنگامي كه توان جسمي داشت، به كار كشاورزي مشغول بود اما امروز در شرايط بسيار سختي به لحاظ اقتصادي به سر مي برد.او مي گويد: در فردوس تحت نظر يك پزشك هستم و تاكنون هم تمام هزينه هاي درماني را خود پرداخت كرده ام.تا به حال هرچه داشته ام خرج دارو و درمان كرده ام بدهكار هم هستم و اكنون با پاهاي از كارافتاده در خانه نشسته ام و تنها اميدم به لطف و عنايت پروردگار است. يك انتظار از مسئولان وقتي از او مي پرسم از مسئولان چه انتظاري داري، كمي سكوت مي كند، سري تكان مي دهد و مي گويد: هيچ. وقتي اصرار مي كنم، مي گويد: امثال من زياد هستند افرادي كه در جبهه شيميايي شده اند و مدركي ندارند اما امروز عوارض كشنده اين بيماري به سراغ آنها آمده است و اغلب خانه نشين شده اند. ما از مسئولان پول و كمك نمي خواهيم تنها به قول و وعده شان عمل كنند. يك پزشك متخصص به ما معرفي كنند.اگر يك پزشك متخصص شيميايي باشد، بيشتر مي توان به درمان اميدوار بود. پزشكان عمومي بعد از اين كه يك هفته ما را بستري مي كنند، مي گويند نمي دانيم چه دارويي را بايد تجويز كنيم.او مي گويد: چندي قبل با اصرار فراوان و التماس در مشهد بستري شدم و يك سرم تنها دارويي بود كه براي من استفاده شد. ديگر هيچ دارويي تجويز نشد. امروز درد مشترك ما جانبازان شيميايي ، نابساماني در اوضاع درماني است.ازاو مي پرسم: آيا تحت پوشش نهاد و اداره اي قرار داريد سليماني پس از چند سرفه و با صدايي بغض كرده مي گويد: خير، كميته امداد و بهزيستي خيلي تاكيد كرده اند كه تحت پوشش قرار گيرم، ولي قبول نكرده ام، تا زماني كه بتوانم خود را اداره كنم از پول خودم استفاده خواهم كرد. مي خواهم تا زنده هستم از پول خودم استفاده كنم، فقط از بنياد جانبازان و امور ايثارگران مي خواهم كه كاري بكنند.بازهم تاكيد مي كند: امثال من زياد هستند، من غصه خود را نمي خورم ولي كاري بكنيد، مسئولان بيشتر به فكر بيفتند.او با چشماني پر از اشك به همسرش نگاهي مي اندازد و از همراهي او در اين زندگي سخت و مشقت بار تقدير مي كند.«علي آقا» همسرش را مايه افتخار مي داند و براي او دعا مي كند. همسر فداكار او نيز در آخرين دقايق حضورمان لب به سخن مي گشايد و مي گويد: علي آقا فقط زياد سرفه مي كند. پاهاي او از كارافتاده است. به دكترهاي زيادي با هزينه خودمان مراجعه كرده ايم ولي... با اميد به فضل خدا همه اين مشكلات را تحمل مي كنيم و راضي هستيم به رضاي او. در حاشيه :همزمان با سالروز ميلاد بابركت قمر بني هاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع) كه روز جانباز نام گرفته است، در اتوبوس مسافربري از سرايان- مشهد همسفر اين ايثارگر مي شوم. وقتي با چهره آشنا اما نحيف و رنجور او روبرو مي شوم، تعجب مي كنم. اين جسم، همان «علي آقاي سليماني» چند سال قبل است كه در كشاورزي و رفع نيازهاي مردم حرف اول را مي زد چرا امروز توان راه رفتن ندارد و چند نفر بايد از او پرستاري كنند. جسم لاغر ولي روحيه بلند او در روزي كه به جانبازان تعلق دارد، مرا شرمنده مي سازد، به عنوان يك هموطن، يك ايراني و يك خبرنگار از خود خجالت مي كشم چرا بايد سرانجام يك ايثارگر اين گونه باشد چرا بايد رزمنده اي كه براي حفظ آب و خاك ميهن از خودگذشتگي كرده است، سال ها در بستر بيماري باشد و حتي يك بار هم مسئولي به سراغ او نرود چرا نهادهاي مسئول براي درمان او هزينه نكرده انداو مصدوم شيميايي جنگ تحميلي است كه جز پيكر نحيف، سرفه هاي خشك و دردهاي لاعلاج سندي براي اثبات مجروحيت خود ندارد!«علي سليماني» بارديگر براي درمان، رنج سفر با اتوبوس را از فاصله اي قريب به ٤٠٠ كيلومتر تا مشهد متحمل شده است و اين بار قصد دارد با انجام «ام. آر. اي» از پزشك متخصص تري كمك بطلبد.سخن بنيانگذار فقيد انقلاب اسلامي را به ياد مي آورم كه فرمود:«نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره به فراموشي سپرده شوند»به راستي، امروز مخاطبان اين كلام چه كساني هستند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 15:33 توسط مدیر وبلاگ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ خبری شهر آیسک در راستای اطلاع رسانی وانعکاس اخبار شهر آیسک به مسئولیت اینجانب جواد حاتمی راه اندازی شده ووابسته به هیچ حزب وگروه وجناحی نیست ومتعلق به تمام آیسکی ها می باشد.
|
| پیوندها |
|
سايت جامع شهر ايسك سایت سرایان سایت سه قلعه ازشیرتاشراب روزنامه نگار(جواد حاتمی) شهرداري سرايان فردوس بغداده كريمو |
|
RSS
|